بی پلاکی های جنگی که نیامده

توی جبهه ها همه جبهه ها یک قبری هست که شاعر لاغری توی آن خوابیده این برای هیچ کس مهم نیست یکسری آدمند که توی بیابان می افتند و هیچ کس سراغشان را نمیگیرد آدمهای بی عرضه ای که قبل از آنکه بتوانند فرار کنند گلوله خورده اند. این هیچ خوب نیست این اصلا عادلانه نیست. آدمها بالفرض هم که بمیرند نباید توی بیابان بی پلاک بمانند. پلاک خیلی مهم است پلاک سرباز از تفنگش خیلی بیشتر ارزش دارد. یک کسی باید یادش باشد. یک کسی باید یادش بیاید...

 

 
   


Wednesday, May 9, 2018
 

گفت "اختیارش با خودت مرد بزرگی هستی هر جا که خواستی برو هر چه دوست داشتی بگوفقط..." و آفتاب توی چشمهاش طلوع کرد قهوه‌ای رنگ‌هاش را قلاب روح‌م کرد گفت "فقط گلوله نخورمن این‌جا" و به قلب‌ش اشاره کرد گفت "این‌جا گلوله نخورده‌ات را لازم دارم..." آدم وقتی می‌میرد هیچ‌جا پیدا نیست و من هنوز در سیاهی مطلق مادری لاغر می بینم با گیسهای ژولیده که دارد می‌کوبد روی قلب‌ش و بعد یاد گلوله‌ای می‌افتم و درد دوباره تمام جان‌م را می‌گیرد بیهوده گفته‌اند که مردن برای سربازها آسان است