بی پلاکی های جنگی که نیامده

توی جبهه ها همه جبهه ها یک قبری هست که شاعر لاغری توی آن خوابیده این برای هیچ کس مهم نیست یکسری آدمند که توی بیابان می افتند و هیچ کس سراغشان را نمیگیرد آدمهای بی عرضه ای که قبل از آنکه بتوانند فرار کنند گلوله خورده اند. این هیچ خوب نیست این اصلا عادلانه نیست. آدمها بالفرض هم که بمیرند نباید توی بیابان بی پلاک بمانند. پلاک خیلی مهم است پلاک سرباز از تفنگش خیلی بیشتر ارزش دارد. یک کسی باید یادش باشد. یک کسی باید یادش بیاید...

 

 
   


Sunday, April 4, 2010
 
مصداق یک شعر فارسی که می گوید " دیو چو بیرون رود فرشته درآید " جنگ تازه تمام شده بود که نوشتن را آغاز کردم . هم نوشتن را هم روزنامه نگاری را . مدرسه تمام شده بود که دیدم طنزنویس مطبوعات شده ام و در کنار آن نویسنده داستان کوتاه و شاعر . به قول سید علی صالحی " شهروند واژه . "



دوستی من و علی  از همنشینی های شهروندان واژه آغاز شد . در تهران . از یک پاتوق ادبی زیرزمینی . کم کم دیدیم هر دو به سه چیز علاقه ی فراوان داریم . ادبیات ، کافه نشینی و اینترنت . همین سه پارامتر زمینه ساز تاسیس وبلاگ "بی پلاکی " شد


آخر هفته ها در کافه ای می نشستیم و برای هم شعرهامان را می خواندیم . شعرهایی با طعم قهوه و چای تلخ . بعد دیدیم چقدر شعرهامان بوی زندگی می دهد و هرچه بوی زندگی بدهد از جنگ منزجر می شود . نفرت از جنگ سرآغاز بی پلاکی شد . بی پلاکی سربازان جنگ های گذشته و جنگی که هنوز نیامده .


بی پلاکی وبلاگ ما نیست . دست نوشته های سرباز خسته ای ست که دلش برای بوی همسرش و بوسه های معشوقه اش تنگ شده . صدای کشته شدگانی ست که سال هاست روح سرگردانشان در سنگرهای حفره روباه به جستجوی پلاک گمشده شان می گردد . بی پلاکی وبلاگ کودکان بی پدر مانده و زنانی ست که هنوز خطاب به شوهران به جنگ رفته شان نامه می نویسند . حکایت نخل های سوخته . معشوقه های بی معشوق مانده ، رزمندگان مجروح ، مادران داغدیده ، آوار مدارس ، نیمکت های شکسته ، مفقودان ، مین های گمشده تاریخ و تل خاک به جا مانده از جنگ است .


حکایت بی پلاکی حکایت تمام سربازان در طول تاریخ است . از جنگ چالدران تا نبرد هارل بر . از سربازان گمنام هخامنشی که بعد از قرن ها در مصر سر از مدفن بر می آورند تا بگویند جنگ یعنی بی خانمانی تا واترلو و فاو و شلمچه . به قول شادروان عمران صلاحی " حالا حکایت ماست "






ارادتمند


شهرام شهیدی


15/1/1389 خورشیدی